حجاب اسرای کربلا

آيا زنان اهل بيت امام حسين «عليه السلام» در اسارت روسرى داشتند يا خير؟

در مورد واقعه عاشورا حرفها و مطالب بسيارى گفته مى شود و گاهى چنان از ظلم و جنايات سربازان عمرابن سعد سخن گفته مى شود كه انسان بر خود مى لرزد و متاسفانه در اين موارد اغراقهايى بسيارى صورت مى گيرد و گاهى از كاه كوه ساخته شده و با مقاصد گوناگون ترويج مى شود.

بايد توجه داشت كه عمر ابن سعد و سربازان او و ديگران حداقل مسلمان اسمى بودند و نمى توانيم مسلمان بودن آنها را منكر شويم از طرفى اينان مى دانستند كه اين خاندان، از شريف ترين خاندان مى باشند و سخنان پيامبر در مورد حسن و حسين هنوز هم فراموش نشده بود، زيرا در سال 61 برخى از صحابه كه آن سخنان را شنيده بودند در قيد حيات بودند. آنان سرورى، آقايى و بزرگى اين خانواده را مى دانستند واز آن آگاه بودند، اما بنا بر مصالح سياسى و شرايط خاص آن زمان مجبور به جنگ با اين خانواده شده و بسيارى از آنان با اكراه تن به اين عمل داده بودند (شايد اگر ما هم به جاى آنها مى بوديم، دقيقا محل آنها را انجام ميدايم) و فقط تعدادى كمى دشمن امام به حساب مى آمدند و بنا به دلايلى كينه آن خانواده را در دل داشته و از طرفى عاملان فجايع كه بلا نيز همين ها به حساب مى آيند و نه همه آن افراد.

اينان نيز گرچه از خاندان پيامبر نفرت داشتند، اما به دين اسلام تظاهر كرده و مصلحت را درك مى كردند و حتى ظاهرا به اين خانواده احترام هم قايل بودند آنچه كه بهانه براى جنگ به حساب مى آمد بيعت با خليفه و عدم دشمنى با او بود و همين زمينه اين فاجعه را فراهم نمود.

بعد از شهادت امام حسين و ياران او، غارت خيمه ها آغاز شد. غارتگران تمام وسايل را به غارت بردند و خصوصا وسايل قيمتى زنان را مزاحمتى براى زنان فراهم نكردند، مگر در حد همان تلاش براى به دست آوردن آنان. اين غارتگرى شامل همه امكانات كاروان، اسباب و وسايل شخصى و نظامى، وسايل عمومى و.. مى شد اما آنان به لباس و وسايل زنان كارى نداشتند خصوصا زيورآلات مخفى زنان گرچه احتمالا برخى از زنها مجبور شدند كه برخى از زيورآلات خود را خواسته و يا ناخواسته در اختيار افراد و دشمن قرار دهند ولى لباس زنها به غارت نرفته است.

با توجه به نكات بالا، مشخص است كه زنان اهل بيت داراى وسايل و لباسهاى براى پوشاندن سر بودند ازطرفى در آن زمان اصلا امكان اينكه سر زنى برهنه باشد، وجود نداشت و از سوى اينان زنان خانواده پيامبر بودند و نه زنان معمولى و كسى جرئت نداشت تا سر آنان را برهنه نمايد.

خلاصه ما كارى به روسرى نداريم چون در آن زمان روسرى در ميان اعراب معمول نبود، همانگونه كه امروزه نيز معمول نيست، بلكه منظور پوشاندن سر زنان است كه بله سر آنان و احتمالاً صورت آنان پوشيده بوده است و آنان داراى وسايل براى پوشاندن سر و صورت بوده اند لذا مى شود گفت كه بله آنان در طول اسارت پوشيده بودند و وسيله آن را در اختيار داشتند.

آزادی حجاب

 حوزه علمیه امیرالمومنین (ع) ابهر

اين درسته كه زنان بايد حجاب خود را رعايت كنند اما چرا بايد در جامعه ما قانون حجاب اجبارى باشد؟ پس آزادى چه مى شود؟ مگر در زمان پيامبر و امام على(ع) زنان بد و بى حجاب وجود نداشت ؟

1- از آن جا كه انسان يك موجود اجتماعى است جامعه بزرگى كه در آن زندگى مى‏كند از يك نظر همچون خانه او است و حريم آن همچون حريم خانه او محسوب مى‏شود پاكى جامعه به پاكى او كمك مى‏كند و آلودگى آن به آلودگيش روى همين اصل در اسلام با هر كاريكه جو جامعه را مسموم يا آلوده كند شديدا مبارزه شده است چرا كه گناه همانند آتش است هنگامى كه در نقطه‏اى از جامعه اين آتش روشن شود بايد سعى و تلاش كرد كه آتش خاموش يا حداقل محاصره گردد اما اگر به آتش دامن زنيم و آن ار از نقطه‏اى به نقطه ديگر ببريم حريقهمه جا را فرا خواهد گرفت و كسى قادر بر كنترل آن نخواهد بود و از اين گذشته عظمت گناه در نظر عامه مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگيها خود سد بزرگى در برابر فساد است اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در اين موضوع اين سد را مى‏شكند گناه را كوچكمى‏كند و آلودگى به آن را ساده مى‏نمايد.

2- حكومت اسلامى موظف است جلو منكرات را بگيرد و اين به معناى اجبار به حجاب نيست بلكه نوعى واكسينه كردن جامعه در مقابل بيماريهاى روانى است و در جامعه اسلامى احاد محروم وظيفه دارند به بهداشت روانى و سلامت روحانى توجه كنند واين همان امر بهمعروف و نهى از منكر و نظارت ملى است. و حاكمان اسلامى موظفند عوامل مزاحم رشد فضائل انسانى را از بين ببرند و اين در حقيقت بستر سازى براى سلامت روانى جامعه است.

3- اينكه در زمان پيامبر و امام على (ع) زنان بد و بى حجاب وجود داشته است درست است اما اين بدين معنا نيست كه آنها مى‏توانستند هر جور كه دلشان مى‏خواست در اجتماع ظاهر شوند اثبات اين مدعا مشكل است چونكه كسانى كه در قلمرو حكومت اسلاميزندگى مى‏كردند قوانين اسلامى را به ظاهر رعايت مى‏كردند حتى اقليت‏هاى مذهبى نيز موظف به رعايت مقررات اسلامى در جامعه اسلامى بوده‏اند و اين مطلب در كتب فقهى آمده است آنچه كه در زمان پيامبر اسلام (ص) معمول بوده حجاب نداشتن كنيزگان بوده است آن هم در حدسرو گردن لذا به زنان آزاد مسلمان دستور داده شده كه حجاب اسلامى را كاملاً رعايت كنند تا از كنيزگان شناخته شوند

4- بنابراين در آيات 31 سوره نور و 34 و 59 سوره احزاب كيفيت حركات در روابط اجتماعى زن مورد توجه قرار گرفته است و بالاتر از اين‏ها از آيات امر به معروف و نهى از منكر مى‏توان استفاده كرد كه جلو هر گونه منكر و زشت بايد ايستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد. و در حكومت پيامبر (ص) و امام على (ع) نيز چنين بوده است و روايات كه حدود و تعزيرات بيان مى‏كند به نوعى اين مطلب را اثبات مى‏كند كه در آن زمان (هرزه) آزاد نبودند به دلخواه عمل كنند.

غیبت

یعنی درغیاب مومنی چیزی در موردش بیان کنندکه اگراوبشنود موجب ناراحتی او شود.

آثار غیبت:

غیبت درزمره بدترین گناهان است ودر روایات تعبیربه(اشدمن الزنا)شده است

در روایاتی ازپیامبر(ص):غیبت مانع قبول شدن نمازوروزه تا چهل روزمی شود مگراینکه غیبت شونده اورا ببخشد.

راههای درمان غیبت:

1-تفکرپیش ازبیان:(قبل ازسخن گفتند به حرام وحلال بودن آن وسود وزیانهای آن دردنیا وآخرت توجه کند)

2-کنترل کردن خوداز شنیدن غیبت:(مثلادرجمع دوستان درصله ارحام درمحافل و...غیبت نکنیم وغیبتی هم نشنویم)

3-توسل وتوجه به خدا:(اگر در مجلسی هستیم که غیبت می شود از خدا بخواهیم که از غیبت محفوظ بمانیم) واز امام صادق(ع):اگر می خواهی سالم بمانی خدا رایاد کن نه خلق خدارا.انگاه بجای غیبت عبرت می گیری وبجای گناه ثواب می کنی.